آره سر اولین کلاس هم رفتیم بالاخره
خب باید بگم اگه حسم از یه ترمک که میره دانشگاه بیشتر نبوده ولی کمتر هم نبوده . آره خوشحالم
تو کتابخونه ام با یه منظره ی خوب و نشستم دارم این رو مینویسم و یه آهنگ که ریتمش خوبه گوش میدم.
سه تا کلاس سنگین داشتم و لی هنوز زنده ام.
اگه این امید نیست پس چیه ؟
خوابم میاد ولی نمیخوام بخوام من برای پیشرفت کردن، من برای بهتر کردن خودم هنوز راه زیادی دارم. یکی از این کارها، درس خوندن بیشتره.
درس خوندن کمکم می کنه کمتر به بدبختی هام فکر کنم.
پس میخونم تا آروم بشم.
تو برای آروم شدنت چیکار میکنی؟
دفترچه ی خاطرات من...ما را در سایت دفترچه ی خاطرات من دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 47