پنجشنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۱ ساعت 23:9 توسط نرگس شیراز |
بیا بنویسیم از غم غصه هامون اما چه فایده که درد های دنیا اینقدر زیاده که چیزی که الان داری باهاش سر و کله میزنی دربرابر آینده ات صفره
اما چرا باید اینا رو هم ناچیز در نظر بگیری، حق نداری این کار رو بکنی/:
حتی اگه همه چی این طوریه و تو نمیفهمی واقعا سخته یا نه باید داد بزنی که اره خسته شدم ، سختهههه
حتی اگه این سختی ، همون آسونی های گذشته ات رو تشکیل بده.
داد بزن من حالم خوب نیست و نمی خوام ادامه بدم اما نمیخوامم زنده بمونم حالا باید چیکار کنم.
این دوراهی فاکینگ آخرش منو جر میده
حتی اینقدر عصبیم که میتونم بد دهن تر بشم. میتونم هرچی عفت کلامه از وسط پاره کنم و خودم رو خالی کنم.
اما نه نمیشه تو باید همه چی رو تو خودت بریزی
دنیا تو رو اینطوری به دنیا اورده و بزرگ کرده
تو رو تنها افریده و کسی رو نداری که به حرفات گوش بده
اره تو حتی برای این که یه گوش شنوا داشته باشی هم شانس نداری.
این بار که مینویسم حتی اروم نشدم یعنی اگه این کار رو هم بکنم و فایده نداشته باشه دیگه این دنیا ارزش نداره که توش ادامه بدی.
ما را در سایت دفترچه ی خاطرات من دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 53